سيد محمد جزائري
291
نابغه فقه وحديث ، سيد نعمت الله جزائري
كم مى گفت ليكن آنچه مى گفت خالى از لطف نبود ، مدتها با اين فقير ، انيس و جليس بود و در بعضى اسفار ، رفاقت نموده ; چند سال پيش از تحرير ، وفاتش مسموع شد اسكنه اللّه فى جواره مع الصديقين ، اين چند بيت از واردات او است : در هم شكست رتبه ما را كمال ما * بر ما و بال گشت چو طاووس بال ما ديگر : بفكر پرده پوشى نيستم ، چاك گريبان را * نمك پاشم چرا از بخيه اين زخم نمايان را و ديگر : گر چه فرش خانه زاهد به ظاهر بوريا است * نيست فارغ باطنش ، از خار خار سوزنى و ديگر : تكيه بر دوستى اهل زمان نتوان كرد * تا چو پشتى نكنى ، پر شكم انسان را » ( 1 ) و در تاريخ درگذشت آخوند ملا محمد على بن ملا جاگير ابن حاجى خضر موگهى شوشترى ( 2 ) گفته : ديگر ز قضيه وفات آخوند * رونق بمتاع تقوى و علم نماند
--> ( 1 ) تذكره حزين : 43 و صاحب نجوم السماء در صفحه 219 ترجمه او را از آنجا نقل كرده است . ( 2 ) از معارف اهل فضل و از اهل زهد و ورع بود و در شيراز و اصفهان ، تحصيل فنون كمالات نموده بود و در مبادى حال به هندوستان رفته بود و چون اوضاع آنجا مستحسن طبع مشكل پسند آن حضرت نيفتاد به سرعت مراجعت نمود و مدفن او در جوار مسجد جامع است . تذكره شوشتر : 64 .